بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت سی و نهم :
با گذشت دو هفته از زایمانِ آتیه طبق دستور پزشک عکس دیگری تهیه کردند و به مطب رفتند. پزشک بار دیگر معاینهی دقیقی از او به عمل آورد و عکس قبلیاش را با آنچه امروز برده بودند تطبیق داد:
- هرچند بیماری نسبت به چند ماه گذشته پیشرفت داشته ولی دخترم، تمام ضعفی که توی بدنت احساس میکنی مربوط به «اماس» نیست و مطمئناً بخشی از اون روحیه، که خودت با کمک اطرافیات میتونی بهبودش بدی. فعلاً با
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم جاری | نویسنده رمان
بله همینطوره. ممنونم که با داستان همراهی🌸💚
۱ ماه پیشصبا
0آخه چقدر اینجا دلم برای سیاوش سوخت🥲 چقدر هوای همسرش رو داره. ای کاش آتیه هم به خودش بیاد یکم
۴ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، خیلی هواش رو داره🥺 ممنونم از همراهیت صبا جان🍀🩵
۴ ماه پیشمیم
2چقدر غم انگیز،منم همراه سیاوش اشک ریختم حتی بعدتمام شدن پارت،آتیه چطور میتونه ایتقدر نسبت به بچه هاش بی احساس وبی مسئولیت باشه که حتی بخاطر اونا برای سلامتی خودش هیچ تلاشی نکنه 😭😭😭
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
منم سر نگارش این پارت و خیلیهای دیگه، اشک فراوون ریختم... تک تک واژهها رو با نهایت قلبم نوشتم و امیدوارم داستان به قلبتون بنشینه... ممنونم از حضورتون🌻🌻🙏🙏
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دویار❤️❤️
0بعضی موقع ها آدما خودشون به بدبختیشون دامن می زنند آتیه جزئ این آدماست از دستش خیلی عصبانیم 😡😡 بلند شو دختر 😡😡